باز هم مهمانی چشمان تو خلوت پنهانی چشمان تو
شادمانی را اگر قسمت کنند سهم من ارزانی چشمان تو
در شکوه انتظارت دیدنی است راز بی پایانی چشمان تو
وه که دارد صبح آرامش ،نشان از شب طوفانی چشمان تو
عشق با آن حشمت و جاه و جلال می کند دربانی چشمان تو
آفتاب مهربانی پر فروغ در پس بارانی چشمان تو
دور باد از آن زلال خاطرت بی سر و سامانی چشمان تو
مرد را کوه سرافراز کند جای پایش به فلک باز کند
شعر زیبایی از شهریار در مورد عظمت کوه و کوهنوردان در ادامه ی مطلب .
تقدیم به تمام کوهنوران سرافراز که بر فراز قلّه ها سر بر آسمان می سایند .
ای روح بلند انسانیت ؛ ای معلم !
کو آن واژه ای که بتواند بزرگواری های تو را بستاید . کدام جمله می تواند مفهوم بلند عظمت تو را در خود جای دهد . چگونه اقیانوس شکوه تو را در قطره ی لفظ خود بگنجانم .
خاطرات زیبای تو بر روح و روان تمام انسان ها نقش بسته است وزیبایی خاطرات تمام انسان ها از نفس گرم تو سرچشمه می گیرد .تمام فضایل انسان های بزرگ گواه عظمت و بزرگی توست
بهار دل ها با نفس گرم تو فرا می رسد و لبخند تو اجازه ی شکفتن نونهالان باغ علم و دانش است .
بر دستانت بوسه میزنم ؛ ای پیامبرگون….
بهار، تجلی شکوه زیبای طبیعت که یادآور قدرت لایزال الهی است ، قدرتی که دل هاو چشم ها را دگرگون می کند و گویی آدمی را به نخستین روز آفرینش می برد و فرصتی برای دوباره متولد شدن ، دوباره زیستن و دوباره بودن فرا روی انسان به پهنای تمام طبیعت می گشاید . در شکوه این دیرینه عید مقدس ،شکوفه ها با لبخندی زیبای دل ها را به میهمانی جشن طبیعت دعوت می کنند .پس بیایید در این رستاخیز زیبای طبیعت دوباره نو شدن را بیاموزیم وبا طلوع مهر از افق دلهایمان خوب باشیم و نیک ببینیم و در این تکرار معجزه ی طبیعت ما نیز تکراری معجزه آسا داشته باشیم . آرزومندم در پناه لطف حق لحظه هایتان بهاری و عیدتان مبارک باشد .