از زلال چشم هایت آب حیران می شود

باهجوم هر خیالت خواب ویران می شود

 

سرزمین خاطراتم بی تو هر صبح و غروب

آینه در آینه اندوه باران می شود

 

گر شب گیسوی تواز مشرق دل سرزند

پیش رویت ماه هم آیینه گردان می شود

 

غنچه ی لبخند تو وقتی شکوفا میشود

باغ دل از رنگ و بو، رشک بهاران می شود

 

درد های یک زمستان بی کسی های دلم

با بهار یک نگاه ناز درمان می شود

 

غنچه مغرور است بر گلخندهای خود ولی

چون به لبخندت رسد حتما پشیمان می شود

 

گفتی آیا خاطرت آسوده ازمن می شود

شک نکن، بر شانه ام گیسو بیفشان می شود

 

آه می دانم که روزی میرسی با ابرها

این کویر خشک جان مهمان باران می شود

 

آنقدر پاکی که در اندیشه ی آیینه ها

از زلال چشم هایت آب حیران می شود

نصرت الله صادقلو

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی

نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم می کنی ؟

 

این که میدانی که سهم من نخواهی شد؛چرا

با قرار چشمهایت بیقرارم می کنی ؟

 

بوسه هایت داغ عشقی بر جبینم میزند

لاله ی آزاده ام ،تو داغدارم می کنی

 

با همین تفسیر آیات دوچشمانت مرا

پیش چشم زاهدان بدعت گذارم میکنی

 

پادشاه ملک عقلم لیک با فرمان عشق

اختیارم برده و بی اختیارم می کنی

 

آه، با موج نگاهت مثل دریا دائما

ابر چشمم بارور تا اشکبارم می کنی

 

با شراب چشم هایت در خرابات دلم

عاقبت روزی مرا باده گسارم می کنی

 

من که شیرم پیش آهوی نگاهت عاقبت

ای کمان ابرو به مژگانت شکارم. میکنی

 

با دلم این روز ها ناسازگار و دشمنم

تو میانجی می شوی و سازگارم میکنی

 

هر گناهی هست از ناز و اداهای تو هست

باز هم در عاشقی تقصیر کارم می کنی؟

 

من که عمری سربلند عقل و ایمان بوده ام

پیش چشم عقل هم بی اعتبارم می کنی

 

با توام ای عشق باتو ، پس به حرفم گوش کن

من که می دانم: نمیدانی چه کارم میکنی

نصرت الله صادقلو

من و شب چشم به راهیم،تو بر میگردی
ماه در ماه نگاهیم، تو بر میگردی

آسمانیم که باران تو در ما جاری است
بی تو آیینه ی آهیم، تو بر میگردی

چشم در چشم طلوع توکه خورشید شدی
ساکن چشم پگاهیم ، تو بر میگردی

شرق تا غرب به دنبال تو تا منزل صبح
دومسافر من و ماهیم تو بر میگردی

شانه در شانه ی خاکیم و به گندم مشغول
گرچه ماغرق گناهیم تو بر میگردی

وقت رفتن تو خودت گفتی ورفتی در باد
از خدا خوب بخواهیم تو بر میگردی

جاده درجاده ی هرگام تو ، ای ماه دلم!
من وشب چشم به راهیم، تو برمیگردی

نصرت الله صادقلو