من و شب چشم به راهیم،تو بر میگردی
ماه در ماه نگاهیم، تو بر میگردی

آسمانیم که باران تو در ما جاری است
بی تو آیینه ی آهیم، تو بر میگردی

چشم در چشم طلوع توکه خورشید شدی
ساکن چشم پگاهیم ، تو بر میگردی

شرق تا غرب به دنبال تو تا منزل صبح
دومسافر من و ماهیم تو بر میگردی

شانه در شانه ی خاکیم و به گندم مشغول
گرچه ماغرق گناهیم تو بر میگردی

وقت رفتن تو خودت گفتی ورفتی در باد
از خدا خوب بخواهیم تو بر میگردی

جاده درجاده ی هرگام تو ، ای ماه دلم!
من وشب چشم به راهیم، تو برمیگردی

نصرت الله صادقلو